در شکل‏ گیری اختلال اضطراب فراگیر، ممکن است عوامل بسیاری نقش داشته باشد. ۳۰ الی ۵۰ درصدِ آن، ممکن است ژنتیکی باشد. اما تجارب دوران کودکی (مانند از دست دادن والدین، احساس نیاز به آرام کردن یا محافظت از والدین، جدایی/ طلاق والدین، محافظتِ بیش از حد والدین، و بیانات والدین در این باره که جهان، جای خطرناکی‏ است)، استرس‏ های اخیر در زندگی، انتظارات غیر واقع‏ بینانه از خود و دیگران، تعارضات بین فردی، مصرف الکل یا کافئین، مهارت‏های مقابله‏ ایِ ضعیف و عوامل دیگر، در بروز اضطراب نقش دارند. نتایج پژوهش‏ ها حاکی از آن است که شدت اضطراب در جمعیت عمومی، در ۵۰ سال گذشته، افزایش یافته است. شاید به دلیل کاهش ارتباطاتِ اجتماعی، انتظارات دور از واقعیت در این باره که زندگی باید چه ‏گونه باشد، تمرکزِ بیش از حد بر خبرهای بدی که از رسانه‏ های جمعی پخش می‏ شود، و سایر عواملِ اجتماعی و فرهنگی.

چگونه تفکر بر اختلال اضطراب فراگیر اثر می‏ گذارد؟

افراد مضطرب، به سیلی از افکارِ غیر منطقی که بر شدت اضطراب شان می‏ افزاید، مبتلا هستند. «دیگران می‏ توانند ببینند که من مضطرب‏ ام. آنها نظر خوبی دربارۀ من ندارند. من تنها کسی هستم که چنین مشکلی دارم. مخالفت کردن را نمی ‏توانم تحمل کنم. اگیر، سیل بی‏ انتهایی از نگرانی ‏ها خطور می‏ کند که با «چه می‏ شود اگر یا: اگر …، چی؟» شروع می‏ شود