امروز شنبه, ۲۷ مهر , ۱۳۹۸ برابر با Saturday, 19 October , 2019

کرج-فردیس-بین فلکه اول و دوم-پایین تر از بانک ملی-پلاک۱۲۰۶-طبقه اول* تلفن :۳۶۵۹۱۵۹۵-۰۲۶ و ۳۶۵۳۰۳۹۴-۰۲۶

مشاوره بهگزینی(پیش از جدایی)

جدایی، نوعی تغییر در زندگی است، تغییری است که به همراه (فقدان) ایجاد می شود و مراحل قابل پیش بینی سوگ (گرفتن طلاق ) از همین از فقدان ایجاد می شود. طلاق و جدا شدن دو زوج که در ابتدا عاشق یکدیگر بوده اند، اتفاقی به یک باره نیست،جدایی کم کم بروز می کند و در نهایت منتهی به طلاق می شود. این مراحل با عنوان سوگ شناخته می شوند.

چرا طلاق؟

به تعداد انسان های روی زمین که ازدواج می کنند، دلیل و بهانه محکمه پسند برای توجیه طلاق وجود دارد. اینکه افراد کدامیک را انتخاب کنند و به عنوان دلیل اصلی از آن یاد کنند بستگی به خودشان دارد. اما پژوهش های انجام شده در این زمینه نشان داده است که چند مسئله عمده باعث بروز طلاق می شود: روابط فرازناشویی (حدود نصف افرادی که طلاق گرفته اند، چه زن چه مرد، به داشتن رابطه جنسی فرازناشویی اشاره کرده اند)، کشمکش بر سر قدرت، مسائل ارتباطی، انتظارات غیرواقع بینانه و فقدان احساسات عاشقانه.

انواع طلاق عبارتند از:

طلاق خصومت آمیز

متداول ترین نوع طلاق در سراسر جهان طلاق خصومت آمیز است. زوجین در این شرایط از همدیگر عصبانی و آزرده خاطر هستند، به هر بهانه ای دیگری را متهم می کنند و نسبت به هر چیزی (حتی مشاور) بدبین هستند. ناامیدی در هر دو موج می زند و طرف مقابل را دلیل این احساسات منفی می دانند. حتی ممکن است آنها احساس کنند که فریب خورده اند و اعتماد خود را آسیب دیده می بینند.

طلاق انفصالی یا عاطفی

در مواردی نیز این احتمال وجود دارد که زوج از نظر عاطفی و معنوی از همدیگر فاصله گرفته باشند و این فاصله حتی ممکن است خود را به صورت عینی نمایان کرده باشد، بدین صورت که جدا از یکدیگر زندگی کنند. این قبیل افراد ممکن است خونسرد به نظر برسند و از بابت اتفاقی که افتاده است احساس تاسف داشته باشند. در عین حال احساس آسودگی و نوعی رهایی نیز در این افراد قابل رویت است. اما با تمام این توصیفات همیشه باید این آمادگی را داشت که هیجانات ابراز نشده ای وجود داشته باشد و روزی فوران کند (از جمله ناامیدی، خشم و…) که زوج را وارد شرایط طلاق خصومت آمیز کند.

طلاق توافقی(باکلاس و لاکچری)

در این نوع از طلاق که به ندرت پیش می آید، زوجین با توافق و بدون اینکه یکدیگر را سرزنش کنند یا هرگونه ابراز احساسات منفی نسبت به یکدیگر داشته باشند، به این نتیجه می رسند که ادامه زندگی گزینه مناسبی برای آنها نیست و چاره ای جز طلاق ندارند. در مورد این گروه معمولا این احتمال وجود دارد که احساسات سرکوب شده زیادی را همراه خود داشته باشند اما از بروز آن خودداری کنند. در مورد این نوع از طلاق این احتمال وجود دارد که تمایل داشته باشند که پس از جدا شدن همچنان با یکدیگر در ارتباط بوده و دوست همدیگر باشند. البته توجه داشته باشید که چنین طلاق هایی بسیار نادر است.

طلاق یکطرفه

شاید بتوان گفت بدترین نوع طلاق، طلاق یکطرفه است. در اینگونه طلاق ها یکی احساس ناراحتی، سرخوردگی و عدم پیشرفت و به عبارتی عدم رشد و درجا زدن دارد در حالیکه دیگری امید دارد، همچنان تلاش می کند و دست و پا می زند تا رابطه را حفظ کند یا بهبود ببخشد، از همسرش همچنان محافظت می کند و از سرانجام می هراسد. حتی ممکن است این احساس در یک طرف وجود داشته باشد که وی در حال رشد است و دیگری درجا می زند. در این نوع از طلاق احساس گناه بابت کاری که انجام نشده است درحالیکه توقع انجام آن می رفته، دلخوری از دیگری بابت حرف های زده یا نزده و قضاوت ها، احساس طرد و نادیده گرفتن شدن عواطف، گریه و تمنا و خواهش برای تلاش در جهت بهبود رابطه قابل مشاهده است. البته احساس سرکوب شدن، نادیده گرفته شدن و در دام دیگری افتادن (یا همان فریب خوردن) در مورد همسری که طلاق را پیش کشیده است رصد می شود.

مراحل منتهی به طلاق (سوگ) دارای علائمی است که معمولا برای بیشتر افراد اتفاق می افتد.

مرحله اول منتهی شدن به طلاق (سوگ): انکار

مشاوران طلاق بر این باورند که در مرحله انکار فرد نمی تواند با حقیقت طلاق و جدایی مواجه شود، احساس بی حسی می کند و قضیه هنوزجا نیفتاده است، هنوز باور نکرده که چه اتفاقی افتاده است، در این مرحله از سوگ ( مراحل منتهی به طلاق ) فرد بر این باور است که اگر به طلاق فکر نکند اتفاق نمی افتد، اگر راجع به موضوع طلاق با کسی صحبت نکند، کسی متوجه قضیه نمی شود. اما در نهایت زمان انکار به پایان می رسد و روند جدایی و طلاق به جلو می رود و اتفاقاتی می افتد که فرد مجبور می شود باور کند و با آن مواجه می شود.

مرحله دوم منتهی شدن به طلاق (سوگ): خشم

طبق تجربه مشاوران طلاق، در مرحله خشم، فرد تازه متوجه علت طلاق و جدایی می شود. در این مرحله فرد شروع می کند به فکر کردن درباره، ناباروری، خیانت، تنهایی، افزایش مسئولیت ها ( بعد از جدایی و طلاق ) و تغییراتی که معمولا مطلوب نیستند، در این مرحله سوالاتی به فکر فرد می رسد، که چرا من؟ چرا طلاق و جدایی برای من باید رقم بخورد؟ چرا منو ترک کرد؟ چرا منو طلاق داد؟ چرا مجبوریم این کارها رو انجام بدهیم و طلاق بگیریم؟ چرا رویاهامون نابود شد؟ چرا باید بچه ها رو ترک کنم و طلاق بگیرم؟ فکر اصلی فرد این است که ای کاش این اتفاق برای من نمی افتاده. ای کاش طلاق نمی گرفتم و از طرف مقابل ناراحت است که تو باعث این اتفاق بودی، از دستش ناراحت و عصبانی است. در این مرحله شروع می کند به سرزنش خود و دیگران.

مرحله سوم منتهی شدن به طلاق (سوگ): چانه زنی

جلسات مشاوره طلاق، نشان می دهد فرد در مرحله چانه زنی تلاش می کند با طرف مقابلش یا با خدا یا با هر کسی می خواهد صحبت کند. در این مرحله یکی از طرفین می گوید بیا برویم پیش مشاور و با مشاور مشورت کنیم، تا کس دیگری مشکلات مان را حل کند، شاید مجبور به جدایی نباشیم و گاهی با هم مذاکره می کنند و کسی که مایل به جدایی و طلاق نیست کوتاه می آید و می گوید: اگر از بچه ها بیشتر مراقبت کنم؟ اگر کمتر کار کنم؟ اگر کمتر مشروب بخورم؟ اگر اعتیاد را کنار بگذارم؟ . . . بر می گردی؟ اما این چانه زنی ها برای جلوگیری از طلاق و جدایی معمولا موفقیت آمیز نیستند. چون در اکثر مواقع دیگر دیر شده و فرد تصمیمش را گرفته است و یا اعتمادش از بین رفته است و . . . گاهی مرحله چانه زنی مدت زمان زیادی به طول می انجامد. یکی از طرفین یا هردو طرف برای تغییر کردن و پذیرش تغییر، تلاش می کنند و ممکن است نتیجه بگیرند. اما اغلب اوقات موفقیت آمیز نیست، وقتی موفقیت حاصل نمی شود مرحله ی بعد شروع می شود.

مرحله چهارم منتهی شدن به طلاق (سوگ): افسردگی

تجربه مشاوران و روان شناسان، نشان می دهد احساس غم عمیق معمولا به همراه مقداری خشم و استرس، در این مرحله می تواند منجر به واکنش های حسی و بدنی منفی شود و این زمانی است که فرد باور می کند که دیگر هیچ کاری از دستش بر نمی آید و نمی تواند جلوی جدایی را بگیرد، تجربه مشاوران طلاق، نشان می دهد در این وضعیت، فرد بسیار غم انگیز و ناامید است و تمام تغییراتی که اتفاق می افتد برای فرد بسیار فشارزا است، فرد احساس شکست خوردگی می کند و احساس می کند طرف مقابل واقعا او را ترک کرده است. در این مرحله امکان افسرده شدن بسیار زیاد است و فرد بیشترین نیاز به مراقبت را دارد،باید همه کارهای لازم برای سلامتی اش انجام دهد و اطراف خودش را پر از انسان های حمایتگری که دوستش دارند کند.

مرحله پنجم منتهی شدن به طلاق (سوگ): پذیرش

سرانجام فرد به مرحله آخر یعنی پذیرش می رسد، در این مرحله فرد زندگی جدیدش را قبول می کند و جدایی را می پذیرد و ممکن است گاهی از جدایی اش راضی و خشنود باشد، اما اگر جدایی را نخواسته باشد و مجبور به آن شده باشد کم کم متوجه می شود نتایج مثبتی هم در آن وجود داشته است، تجربه جلسات مشاوره، نشان می دهد در این مرحله از جدایی، فرد متوجه می شود که می تواند رابطه جدیدی داشته باشد، می تواند سبک زندگی اش را عوض کند، می تواند سبک زندگی جدیدی برای خودش داشته باشد، می تواند از چیزهایی که در رابطه قبلی بی بهره بود،بهرمند شود و احتمالاً به این نتیجه می رسد که زندگی هنوز زیبا است و ممکن است آینده برایش روشن باشد،کم کم زندگی عادی خود را پیش می گیرد و بیشتر به ظاهر و احساسش اهمیت می دهد و به جای گذشته به آینده می نگرد.
این مراحل بسیار رایج هستند، اما لزوما برای همگان اتفاق نمی افتد، افراد گاهی بین مراحل تغییر می کنند و این مراحل را عقب و جلو می کنند تا به طور کامل این پروسه طی شود. کاری که بسیار کمک کننده است، پر کردن اطراف با افراد حمایتگر است. می توان از دوستان، خانواده، متخصصان روان شناس و مشاوران خانواده کمک بگیرند تا در مورد آینده بهتر فکر کنند و به درستی تصمیم بگیرند. فرد می تواند در هر یک از مراحل، با تصمیم گیری درست، مشاوره گرفتن از افراد خبره از جدایی جلوگیری کند و قبل از آن که دیر شود، جلوی جدایی و طلاق را بگیرد.

سوالات شما

طلاق عاطفی، به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می‌شود، در واقع، در این رابطه ضعف ارتباط عاطفی زن و شوهر منجر می‌شود به سردی تمامی روابطی که یک زوج می‌توانند با هم داشته باشند، مانند، رابطه روحی، جسمی، عاطفی و حتی گفتاری. وجود این مشکل در یک رابطه باعث بی‌مهری و کم شدن انرژی مثبت در خانواده می‌شود، زوج‌ها در بیگانگی دنیای یکدیگر گم شده‌اند و فقط برای هم حکم یک هم‌خانه یا یک هم صحبت که به او عادت کرده‌اند را دارند، این افراد با فاصله‌ای که از لحاظ روحی و جسمی با یکدیگر دارند خط قرمزهایی را برای همدیگر مشخص کرده‌اند و هرکدام در خلوت خود دیگری را متهم می‌کنند، درک نکردن صحیح از رفتار و گفتار یکدیگر، نداشتن شناخت کافی از روحیات طرف مقابل و عاقبت بی‌علاقگی و سردی نسبت به شریک زندگی خود همه و همه ‌دست به دست هم می‌دهد تا یک طلاق عاطفی را رقم بزنندف هیچ آمار دقیقی از میزان وجود طلاق عاطفی در دست نیست ولی می‌توان به جرات گفت آمار طلاق عاطفی در کشور ما از طلاق قانونی بیشتر است.
طلاق عاطفی، اگر به درستی و به موقع شناخته شود می توان باکمک راهکارهای مناسب، جلوی پیامدها و آسیب جدی را گرفت، در این بخش به شرح کوتاهی از راهکارهای عمومی برای درمان طلاق عاطفی پرداخته می شود اما بنا به شرایط زندگی و روابط افراد، یکسری راه های اختصاصی وجود دارد که تنها با مراجعه به روان شناس و مشاوره می توان از آن ها بهره برد. ۱٫برای درمان طلاق عاطفی باید از خود آغاز کرد، مقصر اصلی جدایی را شناسایی، به رفتار خود و همسر اندیشید، تمام وقایع خوب و بد، شکایات و انتقادات را بررسی کرد، واقع بین بود و سعی شود، شجاعانه تقصیر خود را پذیرفت و سعی در برطرف کردن آن نمود. ۲٫گاهی پیامد یک اتفاق به اصطلاح کوچک می تواند وقایع غیرقابل جبران باشد، برخی مواقع نبخشیدن و به اصطلاح من بودن دو طرف باعث بروز مشکلات می شود، پس تفکر و تدبیر در روند زندگی می تواند موجب تغییر رفتار و تبدیل وضعیت نابسامان موجود به وضع ایده آل شود. ۳٫توجه به همسر و نیازهایش می تواند تأثیرگذار باشد به طوری که شناخت ایده آل ها و علایق او موجب می شود تا شما تلاش کنید آن ها را برآورده ساخته، وقتی همسرتان سعی شما برای خشنودی خود را می بیند قطعاً علاقه اش به شما بیشتر خواهد شد. ۴٫به این امر واقف باشید که برخی مواقع تنها یک حرف محبت آمیز می تواند معجزه کند و عکس العمل طرف مقابل را تغییر دهد. ۵٫توجه به این مهم ضروری است که اگر بین شما و همسرتان اختلاف نظری وجود نداشته باشد پس شما عاشق و معشوقی واقعی هستید، این نداشتن اختلاف و روند ثابت زندگی خود زنگ خطری برای طلاق عاطفی است، یک زندگی طبیعی هیچ گاه در مسیر مستقیم جلو نخواهد رفت بلکه فراز و نشیب هایی اتفاق می افتد. ۶٫اختلاف بین زوجین کاملاً طبیعی است و نبود آن هیچ دلیلی جز دوری آنان از هم ندارد درست مثل دو خط موازی که هیچ گاه با هم تلاقی پیدا نمی کنند و هر کدام راه خود را می پیمایند. پس در جریان زندگی اگر دچار مشکل شدید با هم فکری و همراهی هم اقدام به حل آن نمایید و از خودخواهی و لجبازی اجتناب کنید.
کودک باید از کلیات موضوع جدایی والدین آگاهی داشته باشد نه از جزییات، یعنی والدین باید طرح کنند که با یکدیگر تفاهم نداشته و قادر به ادامه زندگی نیستند. نکته بسیار قابل تامل اینکه والدین نباید تصور منفی از یکدیگر در ذهن کودکی ایجاد کنند، چون کودک به تصور مثبت از پدر و مادر جهت ادامه زندگی نیاز دارد.

پیام بگذارید

(۰ دیدگاه)

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *